افشین در سرزمین گلها
Afshin au pays des Gaulois
۱۳۸۷ آذر ۸, جمعه
شوالیه های مالت

اول از تمام کسانی که میلا  و مسیجا و حضورا و تلفنا! نه، تلفنا نداشتیم! بهم لطف داشتن و از خاک خوردن وبلاگ  ابراز ناخشنودی کردن تشکر میکنم. از اون بیشتر از کسانی تشکر میکنم که بعد از دو سال بهم میل میزنن، راست میگن آدم به امید زنده هست!

بهانه ای هم ندارم جز تنبلی!

بعدش خدا بگم چیکار کنه اون کسی رو که ما رو از بلاگ رولینگ  آواره کرد، سه روز وقت گذاشتم تا لینکهای بلگ رولینگم رو به گوگل ریدر منتقل کنم. البته نمیگن ریدر بد هست ولی حالا کار داره تا اونی بشه که میخوام! حالا امیدوارم برای وقتی که از گوگل ریدر به چیز بعدی که میاد اسباب کشی کنم مجبور به تکرار عملیات نباشم!

-------------------------------------------------

خوب بریم سر اصل مطلب. توی پستی که میخواستم بنویسم اشاره ای هست به سازمانی به نام «شوالیه های مالت» که از منابع اولیه (راهنمای موزه و بعدش خانم معلم) غیر از یه مقدار اطلاعات کلی و غیر دقیق چیزی عایدم نشد. درنتیجه رفتم یه خورده تحقق کردم ببینم ماجراشون چیه و در نهایت دیدم اطلاعاتش انقدر جالب  هست که خوردش یه پست بشه و درنهایت این پست رو به این موضوع اختصاص دادم. 

اول یه یه نکته کوچیک؛ در زبان فرانسه «شوال» به معنی اسب هست و «شوالیه» که از همین کلمه مشتق شده به سربازحرفه ای سواره نظام اطلاق میشه. برای سوارکار غیر نظامی کلمه «کاوالیه» استفاده میشه.

در اواسط قرن یازده میلادی خلفای فاطمی مصر که کنترل سرزمین فعلی فلسطین رو هم در اختیار داشتن در حال جنگ با قبایل ترکی بودند که از شمال وارد قلمروشون میشدن. در این دوره به بهانه اینکه مسیحیان منطقه به ترکها کمک میکنن اونها رو تحت فشار قرار داد ه بودن و این بهانه ای شد برای پاپ که فتوا به آزاد کردن سرزمین مقدس بده.

در سال 1095 پاپ که در جنوب فرانسه ساکن بود (مدت و محل دقیقش رو پیدا نکردم ولی چیزی حدود یک قرن مقر پاپ از واتیکان به شهری در جنوب فرانسه منتقل شده بود)  پادشاهای اروپا رو جمع میکنه و بهشون میگه «ترکها، نژادی که با خدا بیگانه هستند سرزمین مسیحیت رو اشغال کرده اند، ...، اگر میخواهید روحتان را نجات دهید به عنوان شوالیه های مسیح متحد شوید و به سوی سرزمین مقدس بشتابید»

و بدین طریق  شعله جنگهای صلیبی افروخته میشه. طبق تخمینها در سال 1096 بین 60 تا 100 هزار مسیحی به سمت سرزمین مقدس حرکت میکنن و بعد از سه سال نبرد سخت و طاقت فرسا  «اورشلیم/قدس/بیت المقدس»  رو فتح میکنن. یک مورخ عرب ذکر میکنه که فرانکها (اسمی که برای کل صلیبیون استفاده میشد) 70 هزار نفر رو در مسجد الاقصی کشته یا زنده در آتش سوزندن!

در این وقت سه گروه بزرگ شوالیه در اورشلیم وجود داشتن، یه گروه در مسجدالاقصی، که به اعتقاد اونها محل معبد سلیمان بود، مستقر میشن که به اسم «تمپلر» به معنی معبدیان معروف میشن. گروه دوم بیمارستان بزرگی با 200 تخت، که در نوع خودش بزرگترین بود، برای پرستاری از فقرا و زوار و بیماران میسازن و اونجا مستقر میشن و به همین دلیل به «هاسپیتالر» به معنی پرستاران معروف میشن. ظاهرا دسته سومی هم وجود داشته که من اطلاعات خاصی ازشون پیدا نکردم. 



در سال 1113 پاپ «سازمان شوالیه های سن جان» که اعضاش شوالیه های هاسپیتالر بودن تاسیس میکنه. سمبل این سازمان صلیب هشت گوش مالت انتخاب میشه. این شوالیه ها بعدا به شوالیه های مالت هم شهرت پیدا میکنن.  و در همون زمان «سازمان شوالیه های معبد سلیمان» هم تاسیس میشه که اعضاش شوالیه های تمپلر بودن. 

هاسپیتالرها که لباس سیاه با صلیب هشت گوشه سفید میپوشیدن از جانب پاپ حمایت میشدن و تمپلرها که لباس سفید با صلیب قرمز میپوشیدن توسط نظامهای سلطنتی اروپا. فرق این دو گروه شوالیه با اسلاف خودشون این بود که نه تنها سرباز بودن بلکه مومن هم بودن و هدف از تاسیسشون حفظ سرزمین مقدس از گزند «کفار» بود. بعدا این شوالیه ها تبدیل به تاجر، بانکدار و مدیران اداری هم شدند و به نوعی اولین تعاونی ها و سیستم بانکی منظم اروپا رو تاسیس کردن.  این دو گروه در تمام مدت عمرشون در حال رقابت و حتی جنگهای خونین برای بدست آوردن قدرت بیشتر باهم بودن.  

تا سال 1168 این دو گروه بیشتر از 20 قلعه رو از ترکیه تا شمال مصر تحت کنترل خودشون داشتن. در این سال سرپرست این سازمانها برای اولین بار «استاد بزرگ» نامیده شد. اونها برای تامین هزینه های سنگین جنگ با دربارهای  اروپا برای جذب کمکهای  مالی مکاتبه میکردن. حکومتهای اروپایی علاوه بر پول نقد  زمینهایی رو هم به اونا اعطا کردن تا خودشون بتونن تامین هزینه بکنن و بدین طریق شوالیه ها به تاسیس مزارع بزرگ و اصطبل های پروش اسب زدن و کم کم این مراکز و نمایندگی ها در تمام اروپای مسیحی گسترش پیدا میکنن. 
 
این شبکه عظیم تولید و سرمایه گذاری باعث ثروتمند شدن شوالیه ها میشه و اونا کم کم خدمات بانکی رو هم انجام میدن. مردم نه تنها به اونا به خاطر اعتقادت مذهبیشون اعتماد داشتن بلکه به خاطر این که اونا قدرت نظامی کافی هم داشتن تا بتونن از پولهاشون محافظت کنن.  همین شبکه گسترده از شوالیه ها در اروپا باعث امنیت نسبی در کل اروپا شده بود.  پول حاصله به شوالیه ها کمک میکنه که علیرغم تعداد اندکشون بتونن با ساختن و تقویت استحکامات نظامی  مستحکم در مقابل مسلمانها مقاومت کنن. 
 
نسل کشی ای که از مسلمانان صورت گرفت باعث شکل گرفتن موج جدیدی از افراطی گری بر ضد مسحیت در بین مسلمانها شد. صلاح الدین ایوبی با متحد کردن مسلمانها جنگهای دوم صلیبی رو آغاز میکنه. در جنگی که در دره حاتم درمیگیره تقریبا تمام شوالیه ها کشته میشن. اصولا هیچ شوالیه ای اسیر نمیشد، یکی به این علت که کشته شدن در جنگ مقدس تضمین کننده ورود بلافاصله شون به بهشت بود و از طرف دیگه پرداخت پول برای آزاد کردن شوالیه ها از طرف سازمانهاشون ممنوع بود درنتیجه مسلمانها هیچ علاقه ای به اسیر کردن شوالیه ها نداشتن علاوه براینکه شوالیه ها  با انگیزه ترین، حرفه ای ترین و مجهرترین سربازان دشمن بود و آزاد کردنشون عاقلانه نبود. در یکی از حملات سلطان مصر از کل شوالیه های هاسپیتالر فقط هفت نفر زنده میمونن! در نهایت اروشلیم به دست مسلمانها میافته. ذکر شده که اسرای مسیحی به عنوان برده در بازار دمشق به قیمت یه جفت کشف فروخته میشدن.

دوباره مسحیان تجدید قوا کردند و به منطقه برگشتند ولی هیچوقت نتونستن دوباره اورشلیم رو پس بگیرن. اونها دوباره به ساختن و مستقر شدن در دژها پرداختن و در این امر خبره شدن، طراحی قلعه ها و ماشنیهای جنگی توسط این شوالیه ها پیشرفت محسوسی کرد. یکی از بهترین نمونه های این قلعه ها «کرک دو شوالیه» نام داشت که میتونست با 60 شوالیه از یه جمعیت 2000 نفری که داخلش پناه گرفته بودن محافظت کنه و ظرفیت نگهداری آذوقه برای 5 سال محاصره رو داشت. این قلعه نه با جنگ که با یک نامه جعلی از طرف «استاد بزرگ» تسلیم شد! 

 بعد از اینکه شوالیه ها تمام قلعه ها شون رو از دست میدن به جزیره قبرس میرن و اونجا مستقر میشن. اونجا به تولید و صادر کردن شکر میپردازن و بازهم به ثروتشون اضافه میکنن. و بعد از از دست دادن قبرس به جزیره «رود»  از جزایر یونانی میرن و اون رو یه یکی از مستحکمترین دژهای جهان تبدیل میکنن. در این زمان شوالیه ها ثروتمند بودن و نه به صورت مومنین فقیر که مثل شاهزاده ها در کاخهای بزرگ زندگی میکردن، توی ظروف طلا و نقره غذاهای عالی میخوردن، با سگ ها ی شکاری و شاهین به شکار میرفتن و هریک خدم  و حشم خودشون رو داشتن. ولی از طرف دیگه یکی پس از دیگری توی جنگها شکست میخوردن و قلمروشون رو به مسلمانها واگذار میکردن.

فیلیپ اول پادشاه فرانسه میخواست که از زیر سایه قدرت کلیسا بیرون بیاد و از طرف دیگه پول زیادی رو به شوالیه ها داده بود و حالا  اونو از دست رفته میدید تصمیم میگیره که بساط شوالیه های مقدس رو جمع کنه. در سال 1337 تمام تمپلرها رو در محدوده ای که قدرت یا نفوذ داشت دستگیر و به اتهاماتی که بیشتر به شوخی شبیه هستن محاکمه میکنه؛ اتهاماتی مثل همکاری با مسلمین، بت پرستی، نفی عیسی مسیح، خوابیدن با شیطان، خوردن خاکستر مردگان، باردار کردن دوشیزگان، همجنس بازی و ...؛ و اگر شوالیه ای در یکی از این موارد محکوم میشد بلافاصله زنده در آتش سوزانده میشد. از جمله استاد بزرگ تمپلرها در چندین مورد گناهکار شناخته و در آتش سوزنده میشه. بعد از فرانسه بسیاری از کشورهای دیگه اروپا هم همین کار رو انجام میدن و عملا سازمان شوالیه های تمپلر از هم پاشیده میشه. بعدها جنبش فراماسونی خودش رو به نوعی وامدار تمپلرها میدونه. تنها علتی که هاسپیتالرها رو از سرنوشت مشابه حفظ کرد حمایت پاپ از اونها بود. در عین حال به دستور پاپ ثروت تمپلرها به هاسپیتالرها منتقل میشه. 

حالا هاسپیتالرها تنها سازمان با ایده جنگ صلیبی هستند. در سال 1522 از رود هم بیرون میشن. اونا ثروتمندهایی هستن که خونه ای برای خوابیدن ندارن! و در عین حال پادشاههای فرانسه، انگلستان و پرتغال به ثروتشون طمع دارن. در سال 1530 پادشاه اسپانیا جزیره مالت رو به اونا پیشنهاد میده در ازای یه شاهین شکاری در سال. 

در مالت هم به تقویت استحکامات دفاعی مشغول میشن و اولین آکادمی دریایی اروپا رو تاسیس میکنن و خدماتشون رو به تمام حکومتهای مهم اروپا ارائه میدن. یکی از کشتی هایی که اونا با کف آهنی و پنجاه توپ ساختن نمونه ای میشه برای کشتی های جنگی مستعمراتی اروپایی. در سال 1561 در مهمترین و آخرین نبردی که در مالتا درمیگیره یه گروه 541نفری از شوالیه ها با کمک 9000 سرباز اسپانیایی و ایتالیایی ناوگان 40 هزار نفری سلیمان پاشا، سلطان عثمانی رو شکست میدن. وقتی در قرن نوزدهم شوالیه ها قدرتشون رو از دست میدن اروپا دوباره خودش رو با مشکلی به نام دزدان دریایی مواجه میبینه.

هدف اولیه سازمان حمایت و پرستاری از فقرا و بیماران بود و هیچوقت این وظیفه ترک نشد. این خدمت «به نام سرور فقیر ما» انجام میشد. گزارشی که از سال 1132 باقی مونده بیمارستانی رو با هزار تخت تشریح میکنه که بیماران در تختهایی مثل چادر میخوابیدن و براشون شراب در لیوانهای طلایی سرو میشد. درواقع هاسپیتالرها بهترین  خدمات پزشکی دوران خودشون رو ارائه میدادن. معروف بود که پزشکانشون میتونن پای بیماری رو در دو دقیقه قطع کنن.

در قرن 18 شوالیه های مالت به اوج قدرتشون رسیدن و برای خودشون دربار تشکیل داده بودن و مثل شاهزاده ها زندگی میکردن، موقع غذا ارکستر زنده براشون مینواخت و شبها اپرا در قصرهای مجلل شون اجرا میشد.  در 1789 انقلاب فرانسه به وقوع میپیونده و شوالیه ها به علت رابطه نزدیک با دربار مورد توجه قرار میگیرن و وقتی با گرفتن  12000 فرانک به فرار لویی شونزده کمک میکنن کار خودشون رو تموم میکنن. دارایی های ضبط شده اونها در فرانسه در همون موقع بیشتر از 5 میلیون پوند ارزش گذاری میشه. 

در سال 1798 ناپلئون با 29000 سرباز به مالت لشکر کشی میکنه و 700 شوالیه موجود نمیتونن مقاومت قابل توجهی انجام بدن. 
گنجینه بزرگ شوالیه های شامل طلا و جواهرات، هدایا یه کلیسا، عتیقه جات جنگهای صلیبی و ... به یکی از کشتی ها منتقل میشن. بعدا ناوگان فرانسه که در راه مصر بود توسط کشتیهای انگلیسی مورد حمله قرار میگیره و اون کشتی با تمام گنجینه هاش در خلیج ابوقیر در مصر غرق میشه و علیرغم چند جستجوی بین المللی هرگز پیدا نمیشه!

تزار روسیه که از حامیان سازمان بود بدون موافقت کلیسا خودش رو استاد بزرگ اعلام کرد و عنوان شوالیه رو به تمام دوستاش و معشوقه هاش اعطا کرد. در سال 1801 چهار شوالیه مالت تزار رو در اتاق خوابش به قتل میرسونن. در سال 1800 بریتانیا مالت رو اشغال میکنه و در همون سال شعبات سازمان در ایتالیا، آلمان و روسیه هم بسته میشن و از این تاریخ عملا سازمان از نظر سیاسی و نظامی مرده محسوب میشه. در سال 1830 باقیمانده سازمان به رم نقل مکان میکنه ولی همچنان به خدمات پرستاری از بیماران ادامه میده؛ این خدمات در تمام جنگهای قرن نوزدوهم ادامه داشت و حتی در جنگ اول جهانی یک کشتی بیمارستانی و دهها قطار بیمارستانی در تمام اروپا فعال داشت. 

در سال 1911 در آمریکا یکی از بازماندگان تزار روسیه «تعاونی شوالیه مالت»! رو تاسیس میکنه و شروع به فروش عنوان شوالیه در تمام دنیا میکنه و از جمله شعبه ای در مالت میزنه. در دهه هشتاد یکی از شعبه ها در هنگ کنگ این عنوان رو 50هزار دلار میفروخت.

امروزه سازمان شوالیه های مالت 50 سفارت -غالبا در کشورهای مسیحی- و 10هزار شوالیه در سراسر دنیا داره و استاد بزرگ در روابط بین المللی هم سطح یک رئیس حکومت با عنوان شاهزاده (مثل شاهزاده موناکو) و از نظر کلیسایی همسطح کاردینال شناخته میشه. سازمان همچنان به ساخت بیمارستان و خدمات خیریه ادامه میده و تخمین زده میشه که سالانه بیشتر از 50میلیون دلار در فعالیتهای خیریه خرج میکنه.  

در نهایت برای اطلاعات بیشتر درمورد تاریخچه سازمان میتونین به کتابهای تاریخی مراجعه کنین (من خودم بعضی وقتا شگفتزده میشم  از این جملات قصاری که میگم) البته منابع من بیشتر دو تا فیلم مستند بودن.

موفق باشین
 

برچسب‌ها:

5 Comments:
Blogger آشپزباشی said...
اولاً سلام و تبریک برای ورود مجدد به صحنه‌ی کارزار (مقصود همان بلاگ‌آباد خودمان است!)
بعد هم تشکر برای این پست.
بعدتر هم آدرس این دو فیلم مستند را اگر به خاطر مانده و به نوعی قابل دسترسی روی نت هست بدهید ما هم فیض ببریم:-)
در مورد بلاگرولینگ هم این پست آخر بنده و لینکی که دارد به احتمال قوی کار شما را راه می‌اندازد
در باب شوالیه‌های مالت یکی از دیپلمات‌های قدیمی ایران، آقای دکتر منتظم، که امیدوارم هنوز حیات داشته باشد کتاب جمع و جور کوچکی نوشته (حدود سی، چهل سال پیش) که اگر یافتید به خواندنش می‌ارزد.

Blogger --+ افشین +-- said...
سلام به آشپزباشی عزیز
ممنون از محبتتون.
از پستتون بهره بردم ولی کد مورد نظر هنوز درست کار نمیکنه، شاید بعدا تونستم درستش کنم.فعلا که برای خوندن مستقیما از گوگل ریدر استفاده میکنم.
فیلمها هم که البته روی اینترنت موجود هستن، البته باید به روش شریف پیغتژ دانلود کرد! فیلم دوم در چهار قسمت هست که لینکشونو تقدیم میکنم

http://www.mininova.org/tor/2018227
http://www.mininova.org/tor/2018303
http://www.mininova.org/tor/2018300
http://www.mininova.org/tor/2018299
http://www.mininova.org/tor/2018297
امیدوارم شاد و سلامت باشین

Anonymous ماری said...
افشین جان بهتون خوشامد میگم باور کنید منم بارها و بارها بهتون سر میزدم ولی هیچ خبری از شما نبود خیلی خوشحالم که دوباره مینویسید موفق باشید
ماری

Blogger --+ افشین +-- said...
سلام ماری جان، ممنون از لطفتون، منم کمابیش مرتب میام آشیزخونه تون سرمیزنم و آب از لب و لوچه ام راه میافته و دلم غش و ضعف میره و به خودم قول میدم حتما این آخر هفته از این غذاهای خوشمزه درست کنم ولی همونطور که میتونین حدس بزنین تاحالا عملی نشده! انشالله بعد از ژانویه
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشین

Anonymous ناشناس said...
مرسی ممنونم بسیار جالب بود

Links to this post:
ایجاد یک پیوند