افشین در سرزمین گلها
Afshin au pays des Gaulois
۱۳۸۶ مهر ۳۰, دوشنبه
جشنواره انترسلتیک
آخرین ویرایش: 24 اکتبر
سلام
یه ضرب المثل سرخپوسختی میگه: «هرچی بیشتر وبلاگ نوشتن رو تعطیل کنی دوباره نوشتن سخت تره»، درنتیجه منم بهانه نمیارم

پارسال از طریق یکی از معلم هامون با جشنواره انترسلتیک آشنا شدم. برای من که یه سال بود از ایران اومده بودم و از اینجور فستیوالهای خیابونی عملا تو ایران ندیده بودم (یعنی نداریم که دیده باشم، البته اگه تعزیه خوانی رو صرفنظر کنیم) این جشنواره برام خیلی جالب بود. جشنواره انترسلتیک یکی از جشنواره های فرهنگی فرانسه هست که سی و هفت سال پیش در شهر «برست*» برای اولین بار برگزار شد و بعد از حدود 20 سال به شهر«لوریان**» منتقل شد. یه جایی نوشته شده بود از نظر سابقه قدیمی ترین جشنواره فرهنگی فرانسه هست که هنوز برگزار میشه. هدف این جشنواره احتمالا زنده نگه داشتن فرهنگ و هنر سلتیک و پول درآوردن از طریق جلب توریست هست

*Brest

** Lorient

تصویر بالا پوستر رسمی جشنواره 2006 هست که از پوستر امسال خوشگلتر بود منم اونو گذاشتم. همینطور که توی پوستر میبینین موضوع این جشنواره بیشتر موسیقی و هنرهای نمایشی هست. پایین چپ پوستر یه لوگو زرد با علامت کانگورو میبینیم که نشون میده مهمان میژه اونسال جشنواره کشور استرالیا بود

ظاهرا سلتها از اقوال آریایی بودم که هزاره دوم قبل از میلاد مسیح وارد اروپا میشن و تقریبا در تمام حاشیه غربی قاره مستقر میشن. کم کم سلتها با اقوال دیگه مخلوط میشن و الان تنها در ایرلند، اسکاتلند، ولز و استان بروتین فرانسه جمعیت نسبتا خالص باقی مونده

سلتها هنر و مذهب و زبان و خلاصه فرهنگ خودشون رو داشتن. تا اونجا که میدونم مذهب اونا که از جنس پرستش مظاهر طبیعی مثل خورشید بود از بین رفته و الان همه مسیحی هستن یا بهتره بگم تقریبا تا نسل قبل کمابیش بودن. من که تو این دو سال دیگه جوون مسیحی معتقدی ندیدم (دیگه اهل کتابم پیدا نمیشه که آدم به مستحبات برسه!). زبانشون هم دیگه صحبت نمیشه و معمولا پیرها و جوونایی که خودشون رفتن و یاد گرفتن اونو میدونن. مثلا در همین بروتین برای مدتی حدود 30 سال تدریس زبان بروتون ممنوع بود و الان به ندرت جوونی رو پیدا میکینم که بتونه به این زبان حرف بزنه یا اونو بخونه. در ایرلند و ولز هم شنیدم زبانهای مخصوص به خودشون رو دارن و جوونها معمولا با اونا آشنا نیستن


شاید موسیقی و هنر سلتیک بیشتر تونسته باشه خودش رو حفظ کنه. موسیقی و رقص سلتیک در کل یه حالت ریتمیک و شادی داره که خیلی وقتا منو یاد موسیقی و رقصهای لری و کردی خودمون میندازه. شاخص ترین و معروفترین این موسیقها موسیقی ایرلندی هست

شهر «لوریان» قبل از جنگ دوم کارخونه تولید زیریایی فرانسه بود و بعدا به دست آلمانها افتاد و کل شهر در زمان جنگ با خاک یکسان شد (به قول خودشون: تراشیده شد) درنتیجه در شهر هیچ چیزی که قبل از جنگ جهانی ساخته شده باشه وجود نداره
جشنواره معمولا حدود 10 روز هست که شامل یک یکشنبه هست و در این روز رژه بزرگ برگزار میشه. در این رژه تمام ملل سلت با لباسها و پرچم ها و گروههای موسیقیشون میان و رژه میرن و اوج شلوغی جشنواره هم همین روز هست. توی این عکس وضع پیاده روها رو بیشتر از یه ساعت قبل از شروع مراسم میبینین. ظاهرا هر سال بیش از ششصد هزار نفر از این جشنواره بازدید میکنن. این رقم برای شهری که تقریبا هیچ چیز دیدنی ای نداره خیلی جالب هست، البته اون کارخونه زیردریایی سازی الان موزه شده


رژه با پرچمهای ملل سلتیک آغز میشه. اون پرچم سفید و سیاهی که شبیه پرچم آمریکا هست پرچم بروتین*، یعنی بخش سلتیک فرانسه هست که خوب همیشه میزبان جشنواره هست و اولین پرچم هست. پرچم سفید و آبی کنارش هم پرچم اسکاتلند هست که امسال مهمان ویژه جشنواره بود، یعنی بخش زیادی از مراسم و فعالیتهای جشنواره درباره و به عهده اسکاتلندیها بود
*Bretagne / Brittany


نمونه هایی از لباسها بروتین که از تنوع زیادی برخوردار هستن و میبینن که معمولا کاملا پوشیده هستن

در بروتین در لباسهای سنتی زنان نوعی کلاه مخصوص میبینم یه جور توری بافته شده هست و هر شهری مدل منحصر به فردش خودش رو داره، وقتی عکسهام رو به مادر معلمم نشون میدادم از روی فرم کلاهها میگفت که مال کدوم شهر هستن. یه نکته دیگه هم اینکه تا اونجا که من دیدم سلتها بیشتر چشم و ابروی قهوه ای دارن (یکی به من فرق قهوه ای و بلوطی و خرمایی رو توضیح بده لطفا). البته بلوند و چشم آبی هم بینشون کم نیست ولی اولا بلوندیشون خفیف هست بعدشم از نظر تعداد در اقلیت هستن

این کلاهها هم معروفترین و بلندترینشون هستن. درضمن لغتی که خودشون به کار میبرن کلاه نیست، بلکه یه چیزی شبیه «آرایش مو» هست. بین بروتونها رنگهای سفید و سیاه (البته میگن اصولا سفید و سیاه رنگ نیستن) بیشتر از بقیه رنگها هم برای لباسهای مردانه و هم زنانه استفاده میشن

خیلی از گروههای فرانسوی که رژه رفتن به همراه بچه هاشون بودن، حتی توی گهواره


توی این عکس هم پرچم رو روی چوبی که برای خرمن به کار میره نصب کردن. خیلی از گروهها هم علائمی از کشاورز بودن با خودشون داشتن

روی این پرچم هم علاوه بر قایق ماهی گیری و داس یه قاقم سفید هست. قاقم از زمان «ملکه ان» یا «ان مقدس»* به عنوان سمبل بروتین استفاده شده. «سنت ان» مهمترین فروانروا یا درواقع ملکه بروتین بود که باعث اتحاد بروتین و فرانسه شد، خودشم اگه اشتباه نکنم با دوتا از پادشاه های فرانسه ازدواج کرد و بعدا لقب قدیس گرفت

درمورد قاقم نقل هست که ان یه روز موقع شکار یه قاقم رو میبینه که از دست سگها فرار میکنه و به یه نهر میرسه و وقتی میبینه که نمیتونه از نهر رد بشه و سگها هم بهش نزدیک میشن برمیگرده و به سگها حمله میکنه، ملکه ان با دیدن این صحنه میگه قاقم برای اینکه لباس سفید و قشنگش خیس و کثیف نشه با شجاعت با دشمان قویتز از خودش مبارزه کرد و ما هم باید همین کار رو بکنیم. از اون موقع ان قاقم رو به عنوان حیوان سمبل بروتین انتخاب میکنه. بعد هم پوست قاقم رو که یه حالت صلیب مانند داره رو به عنوان نماد بروتین انتخاب میکنه که توی عکسهای دیگه معلوم هست. اگه به پرچم بروتین که گفتم شبیه پرچم آمریکا هست دقت کنین به جای ستاره های پرچم آمریکا علامات صلیب مانندی میبینین که همون سمبل بروتین و دراصل پوست قاقم هستن
* Sainte Anne

توی پرچم بالا یه علامت هست که زیاد خوب معلوم نیست و یه نمونه ساده اش رو پایین گذاشتم این علامت که اسمش «تریسکل»* هست یه چیزی شبیه «گردونه مهر» خودمون هست و اشاره به چهار عنصر اصلی داره. ممکنه بگین این که سه تا شاخه داره! توضیحش اینه که اون سه تا شاخه آب و هوا و آتش هستن و محل تقاطعشون خاک/زمین هست (در زبان فرانسه خاک و زمین یه لغت دارن) این علامت رو هم به فرمهای مختلف با حذف و اضافات فراوون میتونیم ببینیم
* Triskel / Triscèle


اینم یه گروه ایرلندی که رقص ایرلندی میکردن. خب اینجور لباس نمیتونه خیلی سنتی باشه ولی علائمی که روشون دوخته شدن طرحهای سلتیک دارن

ولز هم یکی از مناطق سلت نشین هست و میبین که فقط مردای اسکاتلندی نیستن که دامن چهارخونه پا میکنن

همچنین مردای ایرلندی

و بالاخره مردای اسکاتلندی. اگه دقت کنین میبین که رنگ دامن های مناطق مختلف باهم فرق دارن


اینا سلتهای اسپانیایی هست. در گوشه شمال غربی اسپانیا یه منطقه هست که مردمش از نژاد سلت هستن


علاوه بر اینها گروههایی هم از کشورهای استرالیا و کانادا و نیوزیلند در جشنواره شرکت میکنن. اینا معمولا مهاجرایی انگلیسی ای هستن که به این کشورها مهاجرت کردن ولی خودشون رو سلت میدونن
اینم نی انبان، ساز معروف سلتیک. تقریبا تمام گروههای موسیقایی سلت از این ساز استفاده میکنن

یکی از فعالیتهای جنبی جشنواره فروش وسایل و یادگاری به توریستها بود. در این غرفه عروسک فروشی انواع جن و پری رو میفروشن. قسمت بزرگی از داستانها و افسانه های سلتیک درمورد موجودات افسانه ای هست که اگه فرصت کنم بعدا درموردشون مینویسم. درنتیجه دیدن عروسکها و نقاشیهای جادوگرها و کوتوله ها و جن و پری در اتاقهای بچه های اینجا اصلا عجیب نیست

عجیبترین چیزی که امسال دیدم یه گروه فلسطینی-لبنانی بود که موسیقی سلتیک میزدن و کاغذهایی رو بین مردم پخش میکردن. من هرچی گشتم هیچ اثری از حضور سلتها در فلسطین و لبنان پیدا نکردم البته غیر از دوره ناپلئون که اونجاها مستعمره فرانسه بودن ولی خوب اون دوره ناپلئون به اینجور نمادهای قومی میدون نمیداد و همه رو تحت عنوان فرانسه متحد نگه میداشت. یکی از ایرادهایی که به ناپلئون میگیرن (برعکس چیزی که من تصور داشتم اینا خیلی ایراد از ناپلئون میگیرن) اینه که در خود خاک فرانسه مناطق هم زبان و هم فرهنگ رو به چند بخش تقسیم کرد و استانهای جدید رو از چند فرهنگ مختلف تشکیل داد، اینطوری هر استان در داخل خودش انقدر درگیری و تشتت قومی داشت که به فکر استقلال از حکومت مرکزی نیفته

خب بسه واسه امسال. اگه اینترنتتون خوبه، میتونین بقیه عکسام که زیاد هم هستن رو اینجا و اینجا ببینین، اگرم اینرنتتون زغالی هست از خیرش بگذرین بهتره

شاد و موفق و درپناه حق باشین

برچسب‌ها: , , ,