افشین در سرزمین گلها
Afshin au pays des Gaulois
۱۳۸۵ آذر ۱, چهارشنبه
غیبت غیر موجه
Salut mes amis

Ca va bien? Je ne sais pas ou vous etes maintenant... dans quelle ville? dans quel pays ? sur quel continent? mais je sais que vous qui etes partis de Rennes me manquez beaucoup

Ce weblog est principalement pour raconter mes souvenirs à mes amis qui sont en Iran; mais vous etes mes nouveaux amis! Malgré mon ecriture qui n'est pas terrible vous pouvez profiter de mes photos; peut-etre trouverez-vous vos amis dans mes photos

Ces photos ont été prises le 21 septembre (la journée des étudiants étrangers) et le monsieurs sur les 2 premieres photos est le maire de Rennes

Je vous souhaite bonne chance
N'hésitez pas à m'écrire

Afshin


سلام

بالاخره بعد از شش ماه تصمیم گرفتم دوباره آپ کنم، خدا رو شکر کسی نگران آپ نشدن اینجا نبود که بهم فشار بیاره، خودمم که میدونین زیاد به خودم فشار نمیارم
.
یکی از تفریحاتم اینجا وبگردی توی وبلاگای فارسی هست و میدونین که غالبا توی وبلاگای فارسی دعوا و جار و جنجال و لعن و نفرین به این و اون هست ، راستش یه خورده خجالت میکشیدم از زندگی راحتم اینجا بنویسم، ولی بعد به این نتیجه رسیدم که به دلایل مختلف بهتره بنویسم ! استدلالو حال کردین؟
.
میبینین که یه دستی به سر و گوش وبلاگ کشیدم! نخیر برای این نیست که خواستم با ظاهر جدید برگردم، برای اینه که وقتی رفتم توی صفحه اول بلاگر دیدم میگه بیا وبلاگتو به بلاگر جدید (بتا) ارتقاء بده، منم گول خوردم و گفتم باشه، بعد دیدم کل قیافه وبلاگ بهم ریخت! حالا خر و بیار و باقالی بار کن! بعد گفتم حالا که باید دوباره طراحی کنم یه خورده قیافه اش رو هم عوض کنم. ولی انصافا خیلی سریعتر از بلاگر قدیمی هست
.
اون بیرق هم به نشونه حب وطن هست، اینجا ما باید خیلی چیزارو توضیح بدیم، مثلا هنوز فرانسوی ای رو ندیدم که بدونه ما فارسی حرف میزنیم، یه چند نفر بودن که میدونستن ما عربی حرف نمیزنیم! -بازم خدا پدرشونو بیامرزه- بقیه فکر میکنن تهران وسط بیابون هست، ما شتر سوار میشیم، تاحالا برف ندیدیم، جنگل نداریم و عربی حرف میزنیم! خود فرانسویا یه ضرب المثلی دارن که ترجمه اش یه چیزی مثل اینه: "فرانسویا فقط به نافشون نگاه میکنیم"، منظور اینه که از جاهای دیگه مخصوصا دورتر از اروپای غربی اطلاعات زیادی ندارن. دیشب وقتی یه انگلیسی که البته از عمال بی بی سی بود پرسید " شما «پرشن» حرف میزنین؟" کلی ذوق مرگ شدم
!
درضمن از این به بعد ممکنه توی بعضی پستها یه متن فرانسه هم توی پست بذارم، علتشم اینه که سال گذشته دوستای زیادی از چهار گوشه دنیا پیدا کردم، از استرالیا و چین و روسیه گرفته تا آفریقا و جنوب و شمال آمریکا، و البته اروپا. اینم از فواید زبان خوندن اینجا هست که از هر رنگ و نژادی همکلاسی و دوست -حالا اگه به همشون نگیم دوست حداقل میشه گفت آشنا- پیدا میکنیم، اکثریت این همکلاسیها الان برگشتن کشور خودشون و خوب تنها زبان مشترکمون فرانسه هست، اگرچه همه کمابیش انگلیسی هم میدونن ولی اگه بخوام انگلیسی بنویسم خیلی از خواننده های فرانسوی رو از دست میدم -نه که حالا خیلی خواننده دارم؟!- چون سطح سواد انگلیسی اینجا خیلی پایین هست، یه چیزی مثل سواد انگلیسی اغلب شاگردای خودمون بعد از دبیرستان ، ولی اونایی که یه طوری با خارجیها کار دارن معمولا بیشتر از یه زبون خارجی بلدن، اتفاقا خوبم بلدن
.
یه چیزی که امسال دیدم اینه که خود فرانسوی ها و کلا اروپائیها خیلی تغییر جا میدن، خیلی از دوستای فرانسوی من توی همین مدت از این شهر به شهرهای دیگه یا کشورهای دیگه برای مدت کم یا زیاد رفتن، واقعا از این جهت من به اروپائیها غبطه میخورم، خیلی راحت هرجا که میخوان میرن برای ادامه تحصیل یا کار یا زندگی. اینجا دخترایی رو میشناسم که سخت کار میکنن و پول جمع میکنن که بعدش برن مسافرت
.
مثلا یکیشون علوم اجتماعی خونده ولی میره یه کار یدی مثل بسته بندی انجام میده - چون اینجور کارا رو همیشه میشه راحت پیدا کرد و راحت ترک کرد و دستمزدشون نسبتا بالا هست- و بعد پولاشو ورمیداره میره آرژانتین که رقص تانگو ارژینال یاد بگیره! یکی دیگه از اینجا بلیط گرفته بود برای رفتن به استونی -یکی از جمهوریهای شوروی سابق که در شمال اروپا هست- بعد دو روز بعد دوباره دیدمش، گفتم چرا انقدر زود برگشتی؟ گفت رام ندادن چون پارسپورتم تاریخ اعتبارش تموم شده بود، گفتم خوب مگه کارت شناسایی فرانسوتو نداشتی؟ (فرانسویا با کارت ملیشون میتونن توی بقیه کشورهای اتحادیه اروپا مسافرت، کار و زندگی کنن) گفت اونم گم کردم! گفتم بابا خیلی ریلکسی که بدون مدرک شناسایی پامیشی میری شش تا کشور انورتر
!
امسال چند هزار دانشجوی اروپایی برای ادامه تحصیل به همین شهر رن اومدن، اواسط سپتامبر شهرداری رن یه روز رو به عنوان روز دانشجویان خارجی انتخاب کرده -شایدم سراسری باشه ولی فکر نمیکنم- که توی اون روز دانشجوهای خارجی رو توی شهر میچرخونن، میبرن شهرداری براشون مهمونی میگیرن، بهشون شامپاین میدن، بعدشم شهردار براشون سخنرانی میکنه و باهاشون عکس میگیره، آخرشم دعوتشون میکنه که شب برن کنسرت
!
البته بایدم به داشنجوها عزت و احترام بذارن، چون همین دانشجوها هستن که باعث رونق اقتصادی شهر شدن، یادم نیست گفتم یا نه که رن حدود 80 هزار داشجو داره که از این تعداد شاید حداکثر 5 هزارتاشون مال خود رن باشن، بقیه از شهرها و کشورهای دیگه میان، روزهای آخر هفته (پنجشنبه و جمعه) صدها دانشجو رو میبینی که با چمدونشون میان سرکلاس و از اونجا درحال کشیدن چمدونشون روی زمین به مقصد ایستگاه قطار میرن تا برگردن پیش ماماناشون.
عکس های بالای پست در همین روز دانشجوهای خارجی گرفته شدن. توی دوعکس بالای پست اون آقاهه شهردار رن هست که الان 23 سال هست شهردار رن هست، و کسی هست که رن رو به صورت یکی از شهرهای نمونه فرانسه درآورده، همونطور که قبلا گفتم شهردارها با رای مستقیم مردم انتخاب میشن و هیچگونه شرطی برای کاندیدا شدن به عنوان شهردار وجود نداره و وقتی کسی چند بار به عنوان شهردار انتخاب میشه نشون از کفایتش داره
.
پارسال اینو نمیدونستم ولی ظاهرا رن یکی از تمیزترین و مرتبترین شهرهای فرانسه هست، تمام دانشجوهایی که از شهرهای دیگه فرانسه اومدن میگن که رن شهر نمونه ای هست، دوستای ایرانیم که از رن به شهرهای دیگه رفتن هم همین نظر رو دارن. برای نمونه اینو بگم که در سطح شهر میتونی با ویلچر یا کالسکه بچه در تمام سطح شهر بگردی، یعنی هیچ جوب و پل آهنی و پله ای در سطح شهر پیاده روهای شهر وجود نداره که مانع بشه - یا لااقل من ندیدم-، همچنین میتونی وارد تمام ساختمونای دولتی بشی و به تمام طبقاتشون بری، و البته سوار اتوبوس بشی. اتوبوسهای یه رمپ برقی دارن که میاد بیرون و معلولها با ویلچر سوار اتوبوس میشن و در محل مخصوصی که براشون درنظر گرفته شده قرار میگیرن
.
یه چیزی رو همین امشب از یه انگلیسی که چند سال هست توی رن درس میخونه و کار میکنه شنیدم، میگفت که رن بعد از پاریس و لیون گرونترین شهر فرانسه هست و رن از شهرهای ثروتمند فرانسه هست. علت عمده اش همین دانشجوها هستن که باعث رونق شهر هستن. امسال از اوایل تابستون که اینجا بودم شهر خلوت بود ولی بعد از باز شدم دانشگاهها کاملا مشهود بود که ترافیک و جمعیت شهر چند برابر شده
.
این پستم الکی الکی خیلی طولانی شد، بقیه اش باشه برای دفعه بعد، سلامت باشین و کباب کوبیده بخورین به جای من. سوالم داشتین خجالت نکشین، بپرسین
.
رن 2 آذر 1385
.
افشین
.
پ.ن: برای عکسای این پست یه خورده مشکل داشتم، یعنی ظاهرا توی ایران نمیشه عکسایی که روی سایتای فلیکر و فوتو پیج و فوتویاهو دیده نیشه! درنتیجه پیدا کردن یه سایت خوبی که بشه عکسارو راحت روشون گذاشت سخت هست، درنهایت عکسا رو گذاشتم روی خود سایت بلاگ اسپات
اگرم قالب وبلاگ به هم ریخته هست بهم بگین، ببینم چیکار میتونم بکنم
2 Comments:
ghashang bood movafagh bashi ... age jaye khoobi gir avordam baraye aksa migam behet

Anonymous Aslanzadeh said...
Bonjour cher Afshin.
C'est Mehdi Aslanzadeh,ton ami.
Comment ça va?
Je viens de lire et de visiter ton blog,je trouve qu'il est fort intéressant;félicitation.

Links to this post:
ایجاد یک پیوند