افشین در سرزمین گلها
Afshin au pays des Gaulois
۱۳۸۵ اسفند ۱, سه‌شنبه
بده در راه خدا
سلام

این هفته برای اولین بار توی فرانسه یکی از اینایی که جلوی آدمو میگیرن و داستان تعریف میکننن جلمو گرفت. واقعا نمیدونم چقدر راست میگفت! اولا که انگلیسی حرف میزد، میگفت توریست هست و دوستاش قالش گذاشتن و بی پول مونده! بعدشم معذرت خواهی کرد و قول داد که هر یورو رو درست خرج کنه. وقتی ازش پرسیدم از کجا اومده گفت از مونیخ. اینکه آلمانی بود رو باور کردم چون اول گفت «مونشن» بعد بلافاصله گفت «مونیک» که به نظر من نشون میده احتمالا زبان اولش آلمانی هست، ولی بقیه داستانش در هرحال روی هوا بود؛

به هرحال یه چیزی بهش دادم. اگه از کراهت ماجرا بگذریم شخصا شدیدا معتقدم از هر دستی بدیم از همون دست پس میگیریم، برای همین اصولا سعی میکنم توی زندگیم اگه کاری از دستم برمیاد برای دیگران انجام بدم مگه اینکه حس کنم که منو خیلی خر فرض کردن، کمش عیب نداره، طبیعی هست؛

یکی از چیزایی که اصلا دوست ندارم اینه که اگه یه روزی توی یه مملکت غریب خودم موندم و یه دست لباسم وقتی از کسی کمک بخوام سرشو مثل -بلا نسبت- گاو بندازه پایین بره، برای همین سعی میکنم به خارجی ها دیگه ای که اینجا هستن بیشتر کمک کنم؛

توی این مدتی که اینجا هستم این اولین بار بود که همچین کسی به پستم خورد. گداهای اینجا معمولا سه دسته هستن:؛

یکی اونایی که یه چیزی مثلا روزنامه مجانی یه بروشور یا یه همچین چیزی دست آدم میدن میدن و پول میخوان، من به اینا هیچوقت پول نمیدم اگرچه اینا از همه مودبتر وبیخطرتر هستند ولی معتقدم نباید به گداهای حرفه ای پول داد. مجید میگه اینا سندیکا دارن و مالیات بابت گدائیشون میدن؛

دسته دوم گداها دو زانو به حالت نیمخیز روی زمین میشینن و یه کاغذ دست میگیرن که روی نوشته «من گشنه هستم و ...» فکر میکنم اینام جزو اون دسته سندیکایی هستن ولی لااقل جلوی آدمو نمیگیرن، متاسفانه عکسی از اینا ندارم براتون بذارم ببینین. خب به اینام پول نمیدم؛

دسته سوم به قول خودمون «سگ بازها» هستن که تمام سال با یه کول پشتی و یکی دوتا سگ توی خیابون ولو هستن و کارشون آبجو خوردن و سیگار کشیدن و مواد مصرف کردن و چونه زدن هست. اینام بعضی وقتا کنار پیاده رو وایمیستن و یه کلاه جلوشون میزارن و پول میخوان. راستش بعضی وقتا به بعضی از این گنده هاشون از ترس پول میدم، با اینکه اصولا همه اینا کاملا مودب هستن، عموما وقتی هوشیارن بیخطرن و شکمشون سیره. طبق شنیده های من اینا به عنوان حقوق بیکاری حدودا ماهی 500 یورو از دولت پول میگیرن و حتی برای نگهداری از سگهاشونم یه چیزی میگیرن! شهرداری به این افراد در زمستون غذای گرم میده و براشون چادر میزنه که از سرما یخ نزنن. نتیجه همه اینا این میشه که این افراد برای چند یورو مرتکب جرم نشن! اگه از چندتا شهر بزرگ فرانسه بگذریم که آمارجنایتشون بالاست درشهرستانها اصولا مغازه ها کرکره ندارن، به جز موارد خاص و فروشگاه های بزرگ. همچنین پنجره خونه ها هم نرده ندارن!؛

جالبترین مورد رو توی قطارهایی دیدم که بین پاریس و حومه شهر رفت و آمد میکنم، دورترین مقصدی که این قطارهای حومه پاریس میرن حدود 80 کیلومتری خارج شهر هست. توی این قطار گداها خودشون رو با سرعت زندگی توی پاریس کاملا هماهنگ کردن. اینا یه تعداد کارت به اندازه کف دست دارن که روشون داستانشون رو نوشتن، وارد هر واگنی که میشن بغل دست هر نفر یه دونه از این کارتها رو میذارن و میرن ته واگن بعد برمیگرن از همون جایی که کارتها رو گذاشتن برمیگردن کارتها و جمع میکنن، اگه کسی بخواد به اینا پول بده میذاره روی کارت. البته توجه داشته باشین که این کار رو در ساعات خلوت میکنن وگرنه در ساعات شلوغی امکان همچین کاری نیست؛

لازم یه بار دیگه تاکید کنم که تمام این گداهای عزیز کاملا مودب هستند، اول سلام میکنن، و در هر صورت اگه بهشون کمک کنین یا نه ازتون تشکر میکنن و بعضا روز خوبی براتون آرزو میکنن؛

به جز اینا که رسما گدایی میکنن یه افرادی هم هستن که به قولی با هنرشون پول میگیرن. کسایی که گیتارشونو دست میگیرن و آهنگ میزنن و آواز میخونن و حتی گروه های نوازنده چند نفره که توی خیابون، توی ایستگاه های مترو و حتی توی خود واگنهای متر هنرنمایی میکنن. بعضی های دیگه هم هستن که مثلا نمایش عروسکی اجر میکنن و کسایی که تردستی میکنن. یه نمونه هم افرادی بودن که اسکیت بازی میکردن و آخرش کاسه شون رو گذاشتن به انتظار لطف مردم. عکس های بالا هم مربوط به همین مورد آخر هست؛

الهی خیر از جونیت ببینی، یکی 5 یورو برام حواله کنین میخوام برم ونیز هواخوری

رن- اول اسفند 85
۱۳۸۵ بهمن ۲۱, شنبه
بیست و چهار ساعت در ژنو
Salut Mes Amis
.
Ca va? Je suis allé chez moi pendant les vacances de Noel, mais avant ça je suis resté à Généve 24 heures!
.
Généve est une ville tres animée et touristique. Cette saison n'est pas le moment idéal pour la visiter , mais je peux imaginer comme elle est jolie au mois de Juin.
.
"Jet d'eau " c'est une des plus hautes fontaines du monde entier, environ 140 mètres.
.
Pour moi la "Chapelle des Macchabées" de la "Cathédrale Saint-Pierre" était très intéressante. Je n'avais jamais vu de chapelle peinte auparavant.
.
La vie à Généve est chère, un ticket de bus et tramway à l'unité coûte 5 Francs Suisses, à peu près 3 euros. Il ya beaucoup de gens travaillant à Genève qui résident en France, et l'on ne peut dépenser ses Euros en Suisse.
.
Si vous allez à Génève vous pouvez monter dans le bus avec votre chien, mais vous devez acheter son billet.
.
J'ai trouvé les habitants de Généve trés gentils.
.
Je crois qu'il n'y a aucun pays où l'on voit autant le drapeau dans les rues et sur les produits qu'en Suisse.
.
Je vous souhaite des bons moments aux quatre coins du monde.
.
-+ Afshin +-
Rennes, 11 Février 2007
.
P.S: Chers professeurs si vous ne voyez pas beaucoup faux au dessus ce n'est pas à cause de mon amélioration en français; c'est grace à Nico qui l'a modifié.

سلام
در طی تعطیلات نوئل دو هفته رفتم تهران. بتونم درمورد تهرانم مینویسم، ولی عجالتا این پست رو درمورد ژنو داشته باشین تا بعد. برنامه ام رو طوری چیدم که بتونم 24 ساعت ژنو باشم، به هرحال ژنو شهری هست که ارزش دور کردن راه رو داشته باشه.

ژنو شهر زنده و فعالی هست. منو یاد پاریس انداخت، البته با مقیاس کوچیکتر، با هتل ها و مراکز خرید و توریستهای دوربین به دستش، ولی جاهای دیدنی زیادی نداره یعنی خود شهر 48 ساعت برای گشتنش بسته. درواقع ژنو شهر بزرگی نیست، من میدونستم که ژنو پایتخت سوئیس نیست ولی فکر میکردم بزرگترین شهر سوئیس باشه. یا لااقل یه شهر یه ملیون نفری باشه. ولی یکی از 4 نفری که به روش بلند کردن انگشت شست سوار ماشینشون شدم گفت که خود ژنو 300 هزار نفر جمعیت داره ولی تعداد زیادی هستن که جاهای دیگه زندگی میکنن و برای کار به ژنو میان.

ژنو چسبیده به مرز فرانسه هست، یعنی با اتوبوس های داخل شهری ژنو تا 100 متری مرز میشه رفت. کاری که خودم مجبور شدم برای رفتن به هتل انجام بدم، بعدشم پیاده از مرز رد شدم و هیچکس هم نبود بگه کجا؟! نه در سمت سوئیس نه در سمت فرانسه. من برای رزرو هتل از اینترنت استفاده کردم. هتلی که پیدا کردم آدرسش رو به گوگل ارث دادم تا ببینم کدوم قسمت شهر هست، آدرس پلاک نداشت و توی یه جاده بود، گوگل ارث جایی رو که نشون داد حدود 2 کیلومتری فرودگاه بود حالا نگو این جاده یه سرش تو ژنو هست یه سرش یه شهر توی فرانسه و این هتل اون سرش هست! ماجرای رفتنم به هتل اونم وقتی ساعت 9 شب تازه فهمیدم که اون سر جاده 10 کیلومتر فاصله داره با مرز خودش یه پست کامل هست فقط همینو بگم که وقتی ساعت 10 شب توی تعطیلات ژانویه یه پیرمرد تنها یه پسر مشخصا خارجی که در بهترین حالت اسپانیایی هست (توی یکی از پستهام نوشتم که ظاهرا قیافه و لهجه من مثل اسپانیای ها هست) رو در خارج شهر محض رضای خدا سوار ماشینش میکنه و 10 کیلومتر توی جاده های خارج از شهر میبره میرسوندش به هتل نشون میده چه امنیتی توی این خراب شده برقرار هست. صبح هم همینطور یه آقای دیگه منو همین فاصله برگردوند تا لب مرز و دوباره پیاده از مرز رد شدم، این دفعه 3 تا سرباز اونجا بودن و تمام مراحل گذشتن من از مرز گفتن یه بن ژور بود. میدونین که سوئیس عضو شینگن نیست، یعنی داشتن ویزای شنگن برای رفتن به سوئیس کفایت نمیکنه، البته افرادی که اقامت فرانسه داشته باشن، از جمله اقامت دانشجویی، میتونن تا 3 ماه توی سوئیس بمونن. بعد از مرز هم یه آقای دیگه سوارم کرد و برای اینکه منو برسونه مرکز شهر بدون اینکه من بهش بگم راهشو عوض کرد! من که الان مدتهاست تو تهران وسط روزم جرات نمیکنم کسی رو غیر از پیرمرد و پیرزنا رو سوار کنم. حالا هی بریم برای خودمون پز فرهنگ و تمدن و تدینمونو بدیم.

یه نمونه دیگه بهتون بگم که خودم دیگه کف کردم، توی شهر داشتم دنبال یه ایستگاه اتوبوس میگشتم، از راننده یه اتوبوس که توی ایستگاه سر خط وایساده بود محل اون ایستگاهو پرسیدم، وقتی دید دارم گیج میزنم و درست نفهمیدم میخواست اتوبوسش رو ول کنه و پیاده بیاد دوتا چهارراه اونورتر منو برسونه به اون ایستگاهی که دنبالش میگشتم!

خب، دیگه بریم سر دیدنیای شهر؛

اون فواره ای که میبینین یکی از مشهورترین و بلندترین فواره های دنیا و یکی از جاذبه های توریستی ژنو هست. توی کتابهای توریستی نوشته که اولین فواره در اواخر قرن نوزدهم اونجا نصب شده و طی سالها پمپهای جدیدتر و قویتر جای موتورهای قبلی رو گرفتن تا الان که پمپ فعلی 500 لیتر آب رو در ثانیه با سرعت 200 کیلومتر در ساعت به ارتفاع 140 متری پرتاب میکنه؛

این عکس رو از بالای برج شمالی کلیسای جامع شهر گرفتم، عکس تقریبا به سمت شمال گرفته شده، در مرکز عکس قسمت جنوبی دریاچه «لمان» هست که بزرگترین دریاچه اروپای غربیه. و همچنان فواره رو میبینین و میتونین یه مقیاسی از اندازه اش بدست بیارن. این کلیسا روی یه تپه در مرکز بخش قدیمی و تاریخی شهر ساخته شده. با توجه به مرطوب بودن هوا و محدود بودن میدان دید من هیچ ساختمان بلندتری به چشمم نخورد و میتونم بگم بهترین جایی هست که میشه پانورامای خوبی از شهر دید. ساحل غربی دریاچه بخش تجاری و اداری شهر هست و بیشتر مراکز اداری و تجاری و همچنین ایستگاه قطار و فرودگاه شهر در این قسمت قرار دارن. بخش شرقی شهر مناطق نوساز و غالبا مسکونی هستن. حقیقتش بخش قدیمی شهر خیلی چنگی به دل نمیزد؛ نمیدونم! شاید بدعادت شدم انقدر توی رن موندم؛

این هم نمای ورودی اصلی کلیسای جامع هست، اگه دقت کنین میبین که نمای کلیسا تغییر کرده و سنگهای نما با دیوار فرق داره. اغلب کلیساهای جامعی که من توی فرانسه دیدم مثل این کلیسا پایه و نقشه یه کلیسا یا معبد رومی داشتن، بعد در دوران گوتیک (قرن 12 تا 16) با حفظ همون نقشه کلیسا رو با معماری گوتیک بازسازی کردن و بعد در طول دوران گوتیک قسمتهای مختلفی بهش اضافه شده یا بازسازی شده و معمولا میبینیم که دو برج کلیسا متعلق به دو دوره مختلف هستن. این نما هم متعلق به دوره رنسانس هست؛ البته تا اونجا که «سوات» من قد میده!

قسمتهایی از شبستان اصلی که معماری گوتیک فرانسوی یا کلاسیک داره، معماری گوتیک انواع مختلفی مثل فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی، آلمانی و اسپانیایی داره و تازه هرکدوم به دوره های مختلف تفکیک میشه. انقدر تو این مدت کلیسای گوتیک دیدم که دیگه کلیسای گوتیک برام شده مثل مسجد چهار ایوانی. ظاهرا در سرستونهای این کلیسا از عناصر رومی و گوتیک باهم استفاده کردن که در نوع خودشون کمیاب هستن؛

این عکسها از نمازخانه ای گرفته شدن که در اوایل قرن شازدهم به کلیسا اضافه شده و نمونه ای از تزئینات گوتیک فلامبوایان هست. همیشه به ما گفتن که کلیساهای گوتیک نقاشی شده بودن، این نمازخانه (به قول خودشون «شپل» به فتح شین و کسر پ) اولین شپلی هست که میبینم نقاشی شده هست، البته نقاشی ها بازسازی شده باید باشن. وضعیت نوری این شپل خیلی بد بود، یعنی لوسترهای بسیار پرنور داشت و عکس گرفتن خیلی سخت بود. کلا وضعیت نوری کلیساهاشون برای عکس گرفتن خوب نیست، یعنی یا تاریک هستن یا نورهای موضعی قوی دارن. بین تمام چیزهایی که توی ژنو دیدم این شپل برام از همه جالبتر بود؛

کیسای ارتودوکس روسی. مشخصه این معماری گنبدهای طلایی و پیازی شکل به همراه طاقهای نیمدایره ای هست

یکی از مراکز خرید شهر، همونطور که میبینین پرچم سوئیس همه جا هست، فکر نمیکنم هیچ کشوری به اندازه سوئیس پرچمش رو بشه روی محصولاتش و توی خیابونهاش دید؛
واحد پول سوئیس«فرانک سوئیس» هست و هیچ جایی نمیشه یورو خرج کرد، الان هر فرانک سوئیس حدود 0.6 یورو ارزش داره. سوئیس کشور گرونی هست، بلیط اتوبوسی که در رن 1.1 یورو هست توی ژنو 5 فرانک (حدود 3 یورو) قیمت داشت همچنین چیزی مثل مک دونالد رو که کمابیش قیمت ثابتی داره وقتی با رن مقایسه کردیم حدود 30 درصد گرونتر بود. شکلاتهای سوئیسی هم گرونتر و البته خوشمزه تر از همطرازهای فرانسویشون بودن. خیلی از کسانی که در ژنو کار میکنن به علت هزینه های بالای زندگی از جمله خانه در فرانسه خونه گرفن؛

یکی از چیزای عجیبی که توی ژنو دیدم اینکه سگها هم میتونن سوار اتوبوس و تراموا بشن، البته باید صاحابشون براشون بلیط بگیرن. اون نوشته داخل مونیتور سمت راست (مواظب جیب برها باشید) نشون میده که توی یه شهر توریستی هستیم؛

روی تابلو نوشته: موزه بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر ژنو
صلیب سرخ جهانی در سال 1864 در ژنو پایه گذاری شد و موسسش در سال 1901 اولین جایزه صلح نوبل رو از آن خودش کرد؛

مقر اروپایی سازمان ملل به نام «کاخ ملل» که به طور معمول میشه ازش بازدید کرد ولی به علت تعطیلات ژانویه بسته بود. اینجا محلی هست که بعد از جنگ اول جهانی «جامعه ملل» شکل گرفت. بعد از جنگ جهانی دوم جامعه ملل به «سازمان ملل متحد» تبدیل شد؛

مقبره «دوک برانسویک» (نمیدونم کیه ولی مجسمه اش سوار اسب هست، البته یه مجسمه اسب !)؛

اینم قبر «ژان ژاک روسو» که توی یه جزیره کوچولو در مدخل دریاچه هست


بدون توضیح


موفق باشین

رن-11 فوریه 2007

برچسب‌ها:

۱۳۸۵ بهمن ۱۵, یکشنبه
تورنت
سلام
یادم نیست کدوم وبلاگ بود که باعث شد با تورنت آشنا بشم، توضیحات مفصلش رو همونجا بخونین ولی به طور خلاصه، تورنت یه پروتکل اشتراک فایل روی شبکه هست. حسن این پروتکل این هست که میشه توسطش فایلهای بزرگ رو دانلود کرد چون فایل ها درواقع روی یه سایت قرار ندارن، بلکه افرادی که از این سیستم استفاده میکنن فایل رو به اشتراک میذارن. و عیب روش این هست که ممکنه فایلی که دنبالش هستین در حال حاضر روش شبکه به اشتراک گذاشته نشده باشه و باید روزها و هفته ها صبر کنین تا فایل قابل دسترسی بشه
.
بستگی به اینکه فایل چقدر اهمیت و طرفدار داشته باشه دسترسی به اون هم سریعتر هست، مثلا فیلمهای جدید و پرفروش رو من گاهی وقتها در کمتر از 3 ساعت دانلود کردم. در عین حال هستند فایلهایی که الان هفته ها هست منتظرم تا بتونم دانلودشون کنم. ولی میتونم بگم متوسط زمان برای یه فایل معمولی یک تا دو روز هست. همچنین تجربه من نشون داده که دانلود چند فایل با هم تاثیری روی سرعت دانلود فایلهای دیگه نداره ولی سرعت باز شدن صفحات اینترنت رو کاهش میده
.
لازم به گفتن نیست که برای استفاده از چنین سیستمی باید اینترنت پرسرعت داشته باشین و دستگاهتون تا مدتها به اینترنت وصل باشه و درحال کار کردن. من خودم طبق گرافی که نرم افزارم نشون میده معمولا با سرعت حدود 100 کیلوبایت برثانیه دانلود میکنم و دستگاهم تقریبا 24 ساعته روشن هست
.
برای دانلود فایلهای تورنت باید از نرم افزار های مخصوص اینکار استفاده کرد، من از موتورنت 1.6 استفاده میکنم و تاحالا هیچ مشکلی باهاش نداشتم. برای پیدا کردن فایلهای تورنت هم باید توی سایتهای مخصوصش بگردین، من معمولا از تورنتز استفاده میکنم که یه موتور جستجو هست ولی بعضی وقتها بعضی فایلهایی که روی خود سایتهای سرویس دهنده هست رو پیدا نمیکنه، بهترین سایتی که من باهاش خیلی راحتم مینی نووا هست
.
خیلی از فیلمهایی که اینطوری پیدا میکنیم فرمت اکس وی آی دی دارن، ممکنه پلیرتون نتونه صدا یا تصویرشون رو پخش کنه و برای پخششون به پلاگین های خاصش نیاز دارین. میتونین برین اینجا و طبق طبق توضیحاتی که در بندهای 3-4 و 4-4 نوشته مشکل صدا و تصویر رو حل کنین
.
از فیلمهای سینمایی که بگذریم بزرگترین لذتی که من میبرم از برنامه های مستندی هست که اینجوری میشه گیر آورد، صدها برنامه مستند از بی بی سی، نشنال جئوگرافی چنل، دیسکاوری چنل و هیستوری چنل رو میشه با کیفیت خوبی بدست آورد که واقعا برای کسایی که دنبالشون هستن گنجینه با ارزشی هست. من خودم تو ایران برای پیدا کردن برنامه های مستند همیشه مشکل داشتم، حتی فیلم های کلاسیک سینمایی رو نمیشد راحت گیرآورد
.
امیدوارم همه بتونن از امکانات اینترنت استفاده بکنن
رن-4 فوریه 2007